خرید بک لینک
دنیا نباشد.....

فقط کوچه ای باشد و باران .......

و دوستی که زلال تر از باران است

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم فروردین ۱۳۹۷ساعت 22:11&nbsp توسط راهی  | 

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: جمعه 31 فروردين 1397 ساعت: 18:45

چه بیهوده

میگذرد دنیا

چی ساده

باختم

زندگی را

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: پنجشنبه 24 اسفند 1396 ساعت: 23:26

کاش می توانستم دعا کنمکاش برای خود. دعا کنمکاش برای تو. دعا کنمکاش دعا کردن آموخته بودمموقع دعا نمیدونم چرا نمیشه میرم تو حرم شاه عبدالعظیم.  دعا انگار فراموش میشه.  میگن دعا با زبون و دستی که گناه انجام نداره باشی نزدیکتره به استجابت.  خوب یعنی برای هندیگه دعا کنیم.  زودتر مستجاب میشههمدیگر دعا کنیم.  التماس دعا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 12:18

نمیدونم شاید من باید تغییر کنم

شاید. باید قبول کنم سرنوشت

حداقل بخاطر پسری بگذریم از همه چی حداقلها برا اون مهیا باشه

خدایا در ماندهام.  یاریم کن

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: سه شنبه 24 بهمن 1396 ساعت: 12:18

امشب داشتم با خدا یم درد دل میکردم

گفتم خدایا میدونی هیچ کسی ندارم وهیچ کسی منو نداره

از در دل خنده ام گرفت وخنده  به این خنده ام خندیدم نمیدانم تلخی یا طعم گس خنده ولی باز خندیدم

خدایا چه ساده بود حرف زدن با تو به همین سادگی  و تو همه دلم را خواندی

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: پنجشنبه 12 بهمن 1396 ساعت: 19:39

صبح ها آرزوهایمان را پرواز می دهیم و شبانگاهان آرزوهای کال خود را به بغل گرفته و به رویافرو می رویم می رویم شاید در رویا طعم گس آرزوها یمان را بچشیم و این داستان خیلی از ما آدمهاست راهی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 4:01

این روزا فراموش می کنم خود را گم می کنم خود را بین تنهایی هایم و میگردم دنبال خودم وفراموش می کنم دنبال چه بودمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: دوشنبه 25 دی 1396 ساعت: 4:01

روز گار عجیبی است عجیب این همه در پی این که تنها نباشیم ولی تا کسی به خلوت مان. نزدیک می شود مثل جزامی ها. از هم فرار می کنیمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 23:37

صداها در گوش در دل در جان سکوت و سکوت چه صدای بلندی است تنهایی وچه سکوت پرصدایی دارند افکار تنهایی راهیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 23:37

محصور گشته ام در این دنیا دویدن و نرسیدن نا کجا به کدامین مقصد نمی دانم میدوم میدوم به هر سویی اما مقصد نمی یابم خسته از این روز مره گی و دویدن ای کاش مقصد تو باشی راهی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 23:37

با سکوت فریاد دنیا را در دل شکستم

طوفانی شد که خود نیز در ان شکستم

نمی ترسم از دنیای سرد تنهایی

خدایی دارم بی نیاز تنهای مطلق

تنها امید دل طوفانی ماست

تنها راه نجات از دنیا خداست

راهی

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 23:37

شب است سکوتش پر از راز


مانند سکوت رهگذری


که نگاه کرد و رفت


دور شد برگشت لبخندی زد و رفت


و من همچنان زیر نور مهتاب خیره به آسمان


شاید ستاره ای بگذرد آرزو های مردم شهر را باخود ببرد


مردم پر آرزو

راهی

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 23:37

گشتم پی هیچ حیران این دنیا


آه و درد و افسوس از این دنیا


خدا یا کجایی کجایی


غم شده هم سفره یه من


خدایا کجایی کجایی


میدانم کفر می گویم


تو بودی من من نبودم


لحظه از دنیا جدا نبودم

راهی

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 23:37

دل روز و شب پریشان بود بیهوده ازپی این آن بود آرامش نیست در دنیا ای دل از خدا جوی و دل به خدا دار فردا. شاید. بی دل بودی. ای دلادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:14

نه می شنود دلی که گرفتار شده نه میبیند دلی که گرفتار شده شاید در گرمای تابستان یخ زده و راهی برای خود نمی بیند نوایی برای آرامش نمی شنود نوایی از آشوب است دل دلی که عمری ساده باور کرد سخت تاوان سادگی داد دیگر نه می شنود نه می بیند این دلی بود که شده بی صدا ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: یوسف کمالی تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 5:14

صفحه بندی